تبليغاتX
m p 3 0 0
   m        p        3        0        0
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

http://www.mp300.blogfa.com
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  فال روزانه
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1386/07/20

بره: 1 فروردين - 31 فروردين

هنوز فرصتهاي خوبي هست که مي توان از آنها بهره برد و موفق شد کساني بودند که وضعيتي بدتر از اين داشتند ولي هرگز نا اميد نشدند تو هم با اراده و کوشش خود مي تواني اين ورق را به نفع خود برگرداني.

گاو: 1 ارديبهشت - 31 ارديبهشت

با اتفاقاتي که اخيرا رخ داد زندگي تو روند تازه اي پيدا مي کند خود را براي اين دوران تازه بايد آماده کرد و از خطر نترسيد اگر همچنان ايمان و اعتماد به نفس داشته باشي موفق خواهي شد.

دوقلوها: 1 خرداد - 31 خرداد

براي رسيدن به اين هدف مشکلات و موانع متعددي وجود دارد که با يک اقدام معجزه آميز نمي توان آنها را برطرف کرد بايد تدبير و خردمندي داشت و از طريق يک برنامه ريزي درست خود را به هدف رساند.

خرچنگ: 1 تير - 31 تير

ممکن است اين توافق نتايج خوب و درخشاني داشته باشد ميزان موفقيت اين برنامه به توانمندي و تجربه افراد از جمله خود تو بر مي گردد با صداقت و روراستي بايد اين شراکت را حفظ کرد تا از هم نپاشد.

شير: 1 مرداد - 31 مرداد

دچار يک زيان اقتصادي خواهي شد اين اتفاق چه از جانب تو رخ داده باشد يا از طرف يکي از نزديکان فرقي نمي کند جلوي اين ضرر را هر چه زودتر بايد گرفت و بجاي آن سعي کرد تا موفق شد.

سنبله: 1 شهريور - 31 شهريور

بايد دوباره شادي و نشاط را به زندگي خود بازگرداني همچنان فکرهاي مايوس کننده ذهن تو را تحت تاثير قرار مي دهد و همين موجب کندي در کارها مي شود اين نوميدي را از خود دور کن تا کارها شتاب بيشتري بيرد.

ترازو: 1 مهر - 30 مهر

فکر مي کني اينکار عملي نيست بنابراين براي آن بهانه تراشي مي کني شايد واقعيتها بر عکس تصور تو باشد به هر حال مي توان آنرا آزموده و نتيجه کار را ديد آنوقت مي توان بهتر قضاوت کرد.

عقرب: 1 آبان - 30 آبان

بعضي کارها به دليل سهل انگاري يا گرفتاري هاي ديگر به تعويق افتاده و اوضاع کاري تو را درهم کرده است بايد براي هر يک وقت جداگانه اي گذاشت و در اسرع وقت آنها را انجام داد.

کمان: 1 آذر - 30 آذر

موضوعي به تو پيشنهاد مي شود که بايد درباره آن خوب مطالعه کرد وقتي کاري يا چيزي را انتخاب کردي بايد همه مسئوليت هاي آنرا به گردن بگيري اما تا انتخاب نکرده اي چنين مسئوليتي بر گردن تو نيست.

بز: 1 دي - 30 دي

مدير از تو مي خواهد که شايستي و لياقت خود را در انجام مسئوليت ها نشان دهي بهتر است بجاي فکر کردن به موانع و مشکلات به نتايج کار خود فکر کني در اينصورت انگيزه بيشتري پيدا خواهي کرد

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  بیوگرافی محمد رضا گلزار
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1386/07/20

بیوگرافی:

متولد 1354
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی.
- قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم « سام و نرگس » بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای « زمانه »، « بالای شهر، پایین شهر » و « شام آخر » بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
- محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای « بوتیک » و « چشمان سیاه » بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم « 13 گربه روی شیروانی » آغاز کرد.
- شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم « بوتیک » نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...
- محمدرضا گلزار پس از « بوتیک » در دو فیلم دیگر هم عالی ظاهر شد: « کما » و از همه مهمتر « آتش بس ». او همچنان یکی از بهترین انتخاب ها برای فیلمهای بزرگ و پرفروش است. محمدرضا گلزار تا به حال همراه با مهناز افشار در چند فیلم پرفروش ایفای نقش کرده است: زهر عسل، 13 گربه روی شیروانی، کما، آتش بس، تله و ...

......................................................

مجموعه آثار:

- سام و نرگس (ایرج قادری، 1378)
- زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379)
- بالای شهر، پایین شهر (اکبر خامین، 1380)
- شام آخر (فریدون جیرانی، 1380)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- چشمان سیاه (ایرج قادری، 1381)
- زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1381)
- 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)
- کما (آرش معیریان، 1382)
- گل یخ (کیومرث پوراحمد، 1383)
- آتش بس (کیومرث پوراحمد، 1383)
- شام عروسی (کیومرث پوراحمد، 1383)
- تله (سیروس الوند، 1385)
- کلاغ پر (شهرام شاه حسینی، 1386)

......................................................

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  بیوگرافی خسرو شکیبایی
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه 1386/07/20
 بیوگرافی:

متولد 1323
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383) و چقدر عالی بازی کرد. او در سال 1384 و 1385 چهار بازی قدرتمند دیگر نیز به کارنامه سینمایی اش افزود: چه کسی امیر را کشت؟، اتوبوس شب، رئیس و دست های خالی

......................................................

مجموعه آثار:

- خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
- دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
- صاعقه (1364)
- رابطه (پوران درخشنده - 1365)
- دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
- ترن (امیر قویدل - 1366)
- شکار (مجید جوانمرد - 1366)
- هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
- عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)
- ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)
- جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
- سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
- پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
- یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
- بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
- کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
- پری (داریوش مهرجویی - 1373)
- درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
- لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
- سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
- خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
- سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
- عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
- روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
- زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
- دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
- میکس (داریوش مهرجویی - 1378)
- دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
- کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
- مزاحم (سیروس الوند - 1380)
- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
- صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
- ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
- پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده، 1383)
- ستاره ها: ستاره بود (فریدون جیرانی، 1384)
- عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
- اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد، 1385)
- دست های خالی (ابوالقاسم طالبی، 1385)
- رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)

مجموعه های تلویزیونی:
- مدرس
- روزی روزگاری (امرالله احمدجو، 1368)
- خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)
- کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)
- تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)
- در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی- 1381)

......................................................

جشنواره ها و جوایز:

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « هامون » - 1368
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کیمیا » - 1373
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سالاد فصل » - 1383
- برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « اتوبوس شب » - 1385
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « یکبار برای همیشه » - 1371
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
- دومین بازیگر نقش اول مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1381
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سایه به سایه » - 1375
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1380

......................................................

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  Masoud Saeedi-Tanham Nazar
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه 1386/07/19
آهنگ جدید زیبای مسعود سعیدی بنام تنهام نزار

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  پايان سريال اغماء لو رفت
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه 1386/07/19

پايان سريال اغماء لو رفت

 

کارگردان سريال اغماء: پايان سريال را هيچکس نمي داند. (به نقل از تمام جرايد و جام جم)
شطحيات: و آن کارگردان ، سه گونه فيلم بساختي:
- يکي را هم کارگردان دانستي پايانش را و هم تماشاچي.
- يکي را فقط کارگردان دانستي و نه تماشاچي.
- يکي را نه کارگردان دانستي و نه تماشاچي.
- و آن سومين فيلم ، منم !علي رغم اظهارات جناب آقاي «سيروس مقدم»، کارگردان محترم سريال (ايسنا) در مصاحبه با «اغماء» (ببخشيد… برعکس بايد مي نوشتم!) مبني بر عدم اطلاع تمام عوامل دست اندرکار ساخت اين مجموعه تلويزيوني از پايان داستان ؛ خوشبختانه نگارنده از آنجا که سوئنظر کرده است و با عوام فرق دارد، از طريق «سيمکارت الياس» (يا «الياس کارت» معروف) که هميشه و در هر لحظه مي تواند مشترک مورد نظر را در دسترس قرار دهد، توانست با يکي از عوامل وابسته به «الياس» تماس برقرار کند و از چند و چون پايان اين سريال ديدني باخبر شود.
پايان سريال اغماء: با اطلاع يکي از اهالي محل که چشم بصيرت دارد (از همان چشم هايي که در سريال سال قبل بود) در يک عمليات غافلگيرانه ، «الياس» به همراه جمعي ديگر از اراذل و اوباش محله دستگير و روانه زندان مي شوند. موبايل وي نيز به نفع شرکت مخابرات براي کمک به بهبود سيستم مکالمات تلفني ، ضبط و مصادره مي گردد. «دکتر جودت» به خاطر اين که خانم «خانم دکتر برديا» به او گفته است: «بي شعور» و او را شناخته است از ازدواج با وي منصرف شده و به باغ عمه اش پناه مي برد و کمي سرخورده مي شود.
در همين هنگام الياس به شيوه اي خاص از دست ماموران فرار کرده و به باغ عمه دکتر جودت مي رود و در قالب يکي از دوستان وي ، زنگ در باغشان را در يک روز باراني پاييزي به صدا درمي آورد و يک مجموعه تلويزيوني ديگر براي رمضان سال ديگر در ذهن سيروس مقدم کليد مي خورد. «دکتر پژوهان» نيز به خود مي آيد و با وساطت «حاج يونس» با دکتر برديا ازدواج نمي کند و خواستگار «هستي» مي شود که در همين هنگام ، جرقه ساخت يک مجموعه ديگر در ذهن کارگردان سريال «ميوه ممنوعه » براي سال بعد زده مي شود.
پيام اخلاقي سريال:
اي بسا ابليس آدم رو که هست
پس به هر دستي نبايد داد دست

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  Shakhsiathaye Mohem Donya ghablan Chekare Bodan ?Jalebe
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه 1386/07/19
شخصيت های مهم دنيا چه کاره بودن ؟

آيا تاكنون فكر كرده‌ايد شخصيت‌هاي نام‌آور دنيا كه همه آنها را مي‌‌شناسند و اغلب از ثروتمند‌ترين‌هاي جهان هستند كار خود را با چه شغلي آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسياري از آنها شغل‌هايي داشتند كه هيچ ارتباطي با حرفه كنوني‌شان نداشت و بعضي ديگر به كارهايي آنچنان ابتدايي مي‌‌پرداختند كه برخي از ما انسان‌هاي گمنام و معمولي، انجام آن را دون شان خود مي‌‌دانيم.

 

(راد استوارت:)

خواننده سرشناس انگليسي در هاي‌گيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامه‌فروشي داشتند. راد استوارت مدتي با باشگاه‌هاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار مي‌‌كرد بعد (گوركن) شد. در اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر مي‌‌كرد و آواز مي‌‌خواند و پول جمع مي‌‌كرد. جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد

 

(مايكل دل:)

 موسس و رييس شركت سهامي كامپيوتري DELL در يك رستوران چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد مي‌‌گرفت. او از اين تجربه‌اش به نيكي ياد مي‌‌كند و مي‌‌گويد: (بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي زودتر به رستوران مي‌‌رفتم مي‌‌توانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار مي‌‌كرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد مي‌‌شد اهميت مي‌‌داد

.شون (ديدي) كومبز:

 هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه‌ پخش‌كن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شايد هرگز فكر نمي‌‌كرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود

(پول پوت:)

 كامبوجي قبل از اين‌كه يك خيانت‌كار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل مي‌‌كرد و بالاخره يك (معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس مي‌‌كرد ولي به خاطر گرايش به كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پول‌پوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب كمونيسم كامبوج شد. سال‌ها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.

(اوپرا وينفري:)

 مجري سرشناس آمريكايي در (مي‌‌سي‌سي‌پي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي مي‌‌كرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او مي‌‌توانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيه‌كنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.

(تري هچر:)

 هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خاله‌اش مورد آزار قرار گرفت و به همين‌خاطر مبتلا به مشكلات روحي شد. وقتي كمي بزرگ‌تر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويق‌كننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول مي‌‌گرفت.

(آدولف هيتلر:)

در كودكي به مدرسه كليسا مي‌‌رفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شب‌ها را در پانسيون مي‌‌گذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) مي‌‌كرد و كارت پستال مي‌‌كشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نمي‌‌شد شايد او يك نقاش شكست‌خورده مي‌‌شد.

ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت مي‌‌برد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.

(سيلوستر استالونه:)

 هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسي‌هايش مي‌‌گفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.

ن براون) نويسنده رمان معروف (رمز داوينچي) كه قبل از ساخته شدن، فيلم آن به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده بود، در يك دبيرستان به (تدريس) مشغول بود.

(جنيفر لوپز:)

 مدتها قبل از آن‌كه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس ساده‌اي بر تن مي‌‌كرد و به دادگستري مي‌‌رفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.

(بنيتو موسوليني:)

 ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار مي‌‌كرد و داستان دنباله‌دار مي‌‌نوشت. يكي از داستان‌هاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقه‌اش را بيان مي‌‌كرد.

(فيدل كاسترو:)

شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيم‌هاي مهم ليگ آمريكا بازي مي‌‌كرد ولي اين گفته اشتباه‌است. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار مي‌‌كرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاه‌هاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اين‌جاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.

(بيل گيتس:)

 در عمارت كنگره واشنگتن (پادو) بود.

(ويليام واتكينز:)

 رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار مي‌‌كرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه از كنترل خارج مي‌‌شدند باشد.

.

(بيل موري:)

 كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي مي‌‌ايستاد و شاه بلوط مي‌‌فروخت. او مدتي نيز پيتزا‌فروشي كرده است.

(راش ليمبو:)

 مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس مي‌‌زد.

(رابين ويليامز:)

 هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا مي‌‌كرد.

(تامي هيل فايگو:)

 از طراحان بنام و معروف لباس كه لباس‌هاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده مي‌‌شود، زماني كه هيچ فروشنده‌اي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازه‌اش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را مي‌‌فروخت.

(جري سينفلد:)

 كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ مي‌‌فروخت.

(دمي مور:)

 كه سال‌هاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك مغازه ظروف كرايه كار مي‌‌كرد

.
(
جنيفر انيستون:)

پيش‌خدمت رستوران بود

 

(براد پيت)

 شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل مي‌‌‌كرد.

(گارت بروكس:)

 چند ماه قبل از اين‌كه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمه‌فروشي بود.

(جك نيكلسون:)

 بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار مي‌‌كرد.

(استفان كينگ:)

 نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانش‌آموزان را تميز مي‌‌كرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.

(هريسون فورد:)

نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي مي‌‌آورد

 

 

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  آهنگ بسیار زیبای علی دهقان و محمد بی باک
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه 1386/07/19

آهنگ جدید و بسیار زیبای علی دهقان و محمد بی باک به نام علی یعنی با کیفیت۱۹۲

ادامه مطلب

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  آهنگ جدید و فوق العاده زیبای یاس
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه 1386/07/18
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای یاس به همراه راستین به نام به امید ایران(رپ سنتی) با کیفیت۱۲۸

ادامه مطلب

نوشته شده توسط پسر بندر ,

  بیوگرافی جنیفر آنه گارنر
مرتبط با :
ارسال شده در: سه شنبه 1386/07/17
بیوگرافی جنیفر آنه گارنر

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط پسر بندر ,

 
لیست دوستان

بلاگفا
شـا د مـهـر بـلـا گـــ -- مسابقه بزرگ شبيه ترين چهره به شادمهر
عکس های از دانشجو های 2 ختر تبریز
پدیده عجیب در قزوین
بدو بدو بيا عکسهاي خفن بيا تو عکس
روش های درس خواندن پسر ها و دختر ها
فرق حمام کردن آقايون و خانمها
دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند
اگر كسي را دوست داري...
فوت و فن گوشی های سونی اریکسون
فيلتر كردن شماره‌های مزاحم ....
نكاتی مهم برای دارندگان تلفن همراه
نرم افزار طراحی کارت ویزیت
تايپ مستقيم خط نستعليق در Word
آموزش طراحی صفحات وب
هدیه برای دخترو پسرهای عاشق
اسی گریت و جدیدترین نرم افزار